|
شاید دارم راست میگم؟!
|
هرگز این چنین ماتم زده نبودم و این چنین حسود.
چرا همه باید مثه من فکر کنن؟!
آدمی همواره کار میکند و همواره خود را بزرگ میبیند و به خود میبالد.
آدمی همواره به چند چیز فکر میکند و از چند چیز لذت میبرد و این چند چیز همه ی وجود آدمی را در بر
میگیرد ٬چه روز ٬چه شب ٬چه در حال کار کردن و چه در استراحت.
آدمی همواره وحشیست٬اگر بزنی میخورد و اگر بخوری میزند.
آدمی همواره در حال نیرنگ خوردن است ٬هم از سوی خود و هم از سوی دیگران.
آدمی ذاتا" موجودی ابله است٬همواره از خودش و اصلش فرار میکند.
آدمی ................................................... .
..... .... .... .![]()
.. .... .... .. .... .. ..... . .. ..... .... ... ..... .... ...... .. ... .. ....... .. ... .... .
...... .. .... .... ..... .... ...... .. ....... .
.. ....... ....... .... .. ...... ...... ... .
.... ..... .... .. ...... ...... .... .... .. ...... ... .... .. .
... .... .. ..... ....... .
روزت را درياب
با آن مدارا کن
اين روز از آنِ توست
بيست و چهار ساعت کامل.
به قدر کفايت وقت هست
تا روزي بزرگ شود
نگذار هم در پگاه فرو پژمرد.
((ترجمه :احمد شاملو))
گاهی وقتا یه نگاه باعث اشتباه میشه.
من اعتقاد دارم که بیشتر مسایل علمی ٬ هنری و ... توی دسشویی ها کشف میشه .
چند روز پیش همونجا زد به سرم و پیش خودم فکر کردم که چرا خون آدما قرمزه؟
چرا مثلا آبی یا سبز نیست؟
بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که مهمترین دلیلش پرسپولیسان.
آخه یکی بگه اگه خون قرمز نبود طرفدارای پرسپولیس چیو سمبل قرمزی میگفتن؟
...................................................................................................................................
... خورده: برداشت بد نکنید!
امشب یاد یه چیزی افتادم:
یک نفر داشت یه شعری میخوند:
((آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است.....))
من پریدم وسط ادامه دادم:
((با دوستان مروت با دشمنان مدارا))
که یه دفه گفت : نه دیگه اشتباه کردی!
ساکت شدم٬ گفت:
((آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
سیگار بعد چایی ٬چایی بعد سیگار))
ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
وگفتن اینکه سگ من نبود
ساده است ستایش گلی
چیدنش واز یاد بردن
که گلدان را آب باید داد
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش
ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم
ساده است
که چگونه می زیم
باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم ...
مارگوت بیگل - ترجمه احمد شاملو
ب ب ب ب بله!
الان کلا فکر نمیکنم چیزی از یه چسب زخم بیشتر داشته باشم.
نه خوبم نه بد ٬ نه شادم نه ناراحت ٬ نه هستم و نه نیستم.
..... .... .... .![]()
بعد از پست 39 رفتم دانشگاه ،اتفاقات خوبی افتاد ، بعضی از نشونه ها رو دیدم.
امیدوارم بعضی چیزا اونطوری که میخوام پیش بره.
تا چند دیقه دیگه باید برم سر کلاس.
کل احساسی که من توی لحظه حال دارم زیاد خوب نیست.
شاید باید گفت که اصلا خوب نیست.
به هر حال امیدوارم این لحظه های بد زودتر از بین برن.
.... .... ..... .... .... .... .... .. ....... .. ..... ...... .
..... .. .... ...... .
... ....... .. ..... ... ...... ..... .... .... .
.. .... ..... .. .... .... ..... ..... .
مقام من این بس است٬بس است
کیان به مقامم داد رساندند
که از ورای هستی قدم نهاد
گویند که من بیان کنم این رندانگی را
ای داد بی داد
که چه مخوف است رازهایش
رازهای در بسته ی بی کلیدش
ای مِه که کوچه دری میکنی
ای لِه که پرده دری میکنی
نمیدانم کدام قدممان را اشتباه گذاشتیم
که آقمان کردی
سرودِ وجودِ سکوت
آخ اِی وَه
آه اِی وَخ
حتی حرف٬حتی سرفه٬حتی مرگ
حتی وجود من
آی ای کشتی نوح
تیغ بر رگ است و سحر نزدیک
سوارمان کن!
ای گل
به حالم بر آمد
خروشید ز دشت تیرگی
دل به سختی ز کیشان
ساقی کی میایی؟
میکند داستانی گوهر بار
ای دل من همراه دل من
با من به کجایی؟
ای دشت شده ای افسانه
نیستش!؟
وای وای وای کجا رفت!؟
جواب بده!
۲ راه داریم:
۱ـیا همینی که هستیم باقی بمونیم.
۲ـیا گازشیم بریم ارمنستان.
..... .... .... .![]()
تو رو به خدا یکی بگه چرا؟
من میخوام مثل اونا باشم.
به پسره گفتم:ای کاش ما مثل اونا بودیم.ای کاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش
ای کاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش
گلها قشنگن ، چراغا قشنگن ، آدما قشنگن ،
برو!
دیگه چیزی نمونده که سر گیجه بگیرم!
یه اعتراف:
اعتراف میکنم که من یه احمقم٬ولی نه اونقدر که به این آسونیا بازیچه بشم.
به هر حال به قول یارو گفتنی:این نیز بگذرد.
ولی اینو بگم که من هر روز دندونامو مسواک میکنم!
................................................................
.................
...
.........................................
........
...........................................................................................
.............................................................
...................
مثل قبلیا معنی نداره٬ ولی تمام احساسمه توی لحظه ی حال.
شاید بخوام بگم ولی ٬ ولی نمیتونم.
۱۲ سال یا شایدم کمتر مثلا ۹ سال.
میشد اون موقعی که داشتم میرفتم بهشون میگفتم.
اما چه فایده به هر حال زمانی میرسه که نشه چیزی گفت.
توی جیبمم نگاه کردم٬بدون حتی یه نیم نگاه.
از توی سطل که درش آوردم طوری گرما تو وجودم استخونامو لرزوند که نگو.
آخه میگن همیشه میشه یه وقتی واسش پیدا کرد.
فقط ۲ دقیقه نه کمتر و نه بیشتر.
الان خیلی عصبانیم خیلی.
دوست دارم هر چی فحش توی دنیا هست بنویسم.
سر تا پامو ... بگیرن.
ولی اگه فحش بنویسم یه سری احمق میان میگن واسه چی نوشتی.
.....
............
...
.....
.......
..
..................................................................................................................