تبليغاتX
این منم نه کسی دیگه!!!
شاید دارم راست میگم؟!
 

هرگز این چنین ماتم زده نبودم و این چنین حسود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

چرا همه باید مثه من فکر کنن؟!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

آدمی همواره کار میکند و همواره خود را بزرگ میبیند و به خود میبالد.

آدمی همواره به چند چیز فکر میکند و از چند چیز لذت میبرد و این چند چیز همه ی وجود آدمی را در بر

 میگیرد ٬چه روز ٬چه شب ٬چه در حال کار کردن و چه در استراحت.

آدمی همواره وحشیست٬اگر بزنی میخورد و اگر بخوری میزند.

آدمی همواره در حال نیرنگ خوردن است ٬هم از سوی خود و هم از سوی دیگران.

آدمی ذاتا‌‌‌‌" موجودی ابله است٬همواره از خودش و اصلش فرار میکند.

آدمی ................................................... .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

..... .... .... .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 
کیمیاگر افسانه نرگس را میشناخت ، جوان زیبارویی که هر روز به کنار دریاچه میرفت تا زیبایی خود را در آن تماشا کند. او چنان شیفته تصویرخود شده بود که روزی به درون دریاچه افتاد و غرق شد. در جایی که او به آب افتاده بود گلی زاده شد که آنرا نرگس نامیدند
اما اسکار وایلد داستان را این چنین به پایان نمیبرد . او میگوید وقتیکه نرگس مرد، اوریادها – الهه های جنگل – به کنار آن دریاچه آب شیرین آمدند ، آنها دریافتند که دریاچه تبدیل به یک مخزن آب شور گشته است
اوریادها پرسیدند : چرا میگریی؟
دریاچه پاسخ داد : برای نرگس میگریم
اوریادهای گفتند : این ما را اصلا" شگفت زده نمیکند. با آن که ما همواره در میان جنگل در پی اش بودیم ، تنها تو میتوانستی از نزدیک زیبایی اش را تماشا کنی
دریاچه پرسید : مگر نرگس زیبا بود؟
اوریادها شگفت زده پاسخ دادند : چه کسی بهتر از تو میتوانست این حقیقت را بداند؟ در هر حال او هر روز در کناره های تو خم میشد
من برای نرگس میگریم اما هرگز در نیافته بودم که نرگس زیباست . برای نرگس می گریم چون هر بار که او به رویم خم میشد میتوانستم در اعماق چشمانش بازتاب زیبایی خود را ببینم.
کیمیاگر گفت : چه داستان زیبایی.
 
                                                                                
                                                                                        ((پائولو کوئلیو))
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

.. .... .... .. .... .. ..... . .. ..... .... ... ..... .... ...... .. ... .. ....... .. ... .... .

...... .. .... .... ..... .... ...... .. ....... .

.. ....... ....... .... .. ...... ...... ... .

.... ..... .... .. ...... ...... .... .... .. ...... ... .... .. .

... .... .. ..... ....... .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

روزت را درياب

با آن مدارا کن

اين روز از آنِ توست

بيست و چهار ساعت کامل.

به قدر کفايت وقت هست

تا روزي بزرگ شود

نگذار هم در پگاه فرو پژمرد.

                                                                            

                                                        ((ترجمه :احمد شاملو))

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

گاهی وقتا یه نگاه باعث اشتباه میشه.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

من اعتقاد دارم که بیشتر مسایل علمی ٬ هنری و ... توی دسشویی ها کشف میشه .

چند روز پیش همونجا زد به سرم و پیش خودم فکر کردم که چرا خون آدما قرمزه؟

چرا مثلا آبی یا سبز نیست؟

بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که مهمترین دلیلش پرسپولیسان.

آخه یکی بگه اگه خون قرمز نبود طرفدارای پرسپولیس چیو سمبل قرمزی میگفتن؟

...................................................................................................................................

... خورده: برداشت بد نکنید!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

امشب یاد یه چیزی افتادم:

یک نفر داشت یه شعری میخوند:

((آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است.....))

من پریدم وسط ادامه دادم:

((با دوستان مروت با دشمنان مدارا))

که یه دفه گفت : نه دیگه اشتباه کردی!

ساکت شدم٬ گفت:

((آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

 سیگار بعد چایی ٬چایی بعد سیگار))

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
وگفتن اینکه سگ من نبود

ساده است ستایش گلی
چیدنش واز یاد بردن
که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش

ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم

ساده است
که چگونه می زیم

باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم ...

مارگوت بیگل - ترجمه احمد شاملو

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 
بودن
يا نبودن...
 
بحث در اين نيست
وسوسه اين است.
................................................................................................................................
 
... خورده۱: این پست رو نوشتم چون یکی گفت که خیلی ساکتم.تقدیم به اون.چون فهمید که ساکتم.
... خورده۲:مطلب بالا از من نیست.
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

ب ب ب ب بله!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

الان کلا فکر نمیکنم چیزی از یه چسب زخم بیشتر داشته باشم.

نه خوبم نه بد ٬ نه شادم نه ناراحت ٬ نه هستم و نه نیستم.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

..... .... .... .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 


بعد از پست 39 رفتم دانشگاه ،اتفاقات خوبی افتاد ، بعضی از نشونه ها رو دیدم.

امیدوارم بعضی چیزا اونطوری که میخوام پیش بره.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

تا چند دیقه دیگه باید برم سر کلاس.

کل احساسی که من توی لحظه حال دارم زیاد خوب نیست.

شاید باید گفت که اصلا خوب نیست.

به هر حال امیدوارم این لحظه های بد زودتر از بین برن.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

.... .... ..... .... .... .... .... .. ....... .. ..... ...... .

..... .. .... ...... .

... ....... .. ..... ... ...... ..... .... .... .

.. .... ..... .. .... .... ..... ..... .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

مقام من این بس است٬بس است

کیان به مقامم داد رساندند

که از ورای هستی قدم نهاد

گویند که من بیان کنم این رندانگی را

ای داد بی داد

که چه مخوف است رازهایش

رازهای در بسته ی بی کلیدش

ای مِه که کوچه دری میکنی

ای لِه که پرده دری میکنی

نمیدانم کدام قدممان را اشتباه گذاشتیم

که آقمان کردی

سرودِ وجودِ سکوت

آخ اِی وَه

آه اِی وَخ

حتی حرف٬حتی سرفه٬حتی مرگ

حتی وجود من

آی ای کشتی نوح

تیغ بر رگ است و سحر نزدیک

سوارمان کن!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

ای گل

به حالم بر آمد

خروشید ز دشت تیرگی

دل به سختی ز کیشان

ساقی کی میایی؟

میکند داستانی گوهر بار

ای دل من همراه دل من

با من به کجایی؟

ای دشت شده ای افسانه

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

نیستش!؟

وای وای وای کجا رفت!؟

جواب بده!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

۲ راه داریم:

۱ـیا همینی که هستیم باقی بمونیم.

۲ـیا گازشیم بریم ارمنستان.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

..... .... .... .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

تو رو به خدا یکی بگه چرا؟

من میخوام مثل اونا باشم.

به پسره گفتم:ای کاش ما مثل اونا بودیم.ای کاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش

ای کاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

گلها قشنگن ، چراغا قشنگن ، آدما قشنگن ،

برو!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

دیگه چیزی نمونده که سر گیجه بگیرم!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

یه اعتراف:

اعتراف میکنم که من یه احمقم٬ولی نه اونقدر که به این آسونیا بازیچه بشم.

به هر حال به قول یارو گفتنی:این نیز بگذرد.

ولی اینو بگم که من هر روز دندونامو مسواک میکنم!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

................................................................

.................

...

.........................................

........

...........................................................................................

.............................................................

...................

مثل قبلیا معنی نداره٬ ولی تمام احساسمه توی لحظه ی حال.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

شاید بخوام بگم ولی ٬ ولی نمیتونم.

۱۲ سال یا شایدم کمتر مثلا ۹ سال.

میشد اون موقعی که داشتم میرفتم بهشون میگفتم.

اما چه فایده به هر حال زمانی میرسه که نشه چیزی گفت.

توی جیبمم نگاه کردم٬بدون حتی یه نیم نگاه.

از توی سطل که درش آوردم طوری گرما تو وجودم استخونامو لرزوند که نگو.

آخه میگن همیشه میشه یه وقتی واسش پیدا کرد.

فقط ۲ دقیقه نه کمتر و نه بیشتر.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  | 

 

الان خیلی عصبانیم خیلی.

دوست دارم هر چی فحش توی دنیا هست بنویسم.

سر تا پامو ... بگیرن.

ولی اگه فحش بنویسم یه سری احمق میان میگن واسه چی نوشتی.

.....

............

...

.....

.......

..

..................................................................................................................

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط امین  |